فهرست بستن

تفاوت خودشناسی و خودآگاهی

خودشناسی و خودآگاهی

به نظر شما خودشناسی همان خودآگاهی است؟ وقتی می‌گوییم خودشناسی، دقیقا چه منظوری داریم؟ و وقتی به خودآگاهی می‌رسید چه حال و صورتی دارد؟

این دو عبارت با هم تفاوت دارند. بگذارید با یک مثال تفاوت این دو را نشان دهم. من به شما می گویم که احساس ناراحتی می کنم یا غمگینم. شما می پرسید چرا؟ می گویم چون از دیشب با دوستم قطع رابطه کرده ام.

خب اینجا من می دانم احساسم چیست، ناراحتم. می دانم چرا ناراحتم، چون با دوستم قطع رابطه کرده ام. من خودم را می‌شناسم یعنی می‌دانم که در چنین مواقعی ناراحت می‌شوم. یعنی چرایی ماجرا را می دانم. اما وقتی حواسم هست که در لحظه چه حس و احساسی دارم چه فکری دارم، یعنی خودآگاهم. یعنی در هر لحظه می فهمم که چه بر من می گذرد. البته این بحث خیلی مفصل تر از این حرفها است. خیلی می شود گسترشش داد و در موردش حرف زد.

اینجا توی این وبلاگ قصد دارم بعد از این درباره ی خودشناسی و خودآگاهی بیشتر صحبت کنم. با هم بررسی می کنیم که خودآگاه بودن چه فایده ای برایمان دارد و خودشناسی اصلا مفهومش چیست و چرا باید به آن بپردازیم.

این دغدغه ی اصلی و همیشگی من در طول دوران زندگی ام بوده و هست. مطالعات زیادی در موردش داشته ام و کارگاه های زیادی در زمینه ش گذروندم و خیلی دوست دارم که اینجا یافته های خودم رو با شما به اشتراک بگذارم و از دانش شما استفاده کنم.

پس در بخش نظرات منتظر شنیدن حرف های خوبتان هستم

Posted in خودشناسی،روانشناسی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

6 Comments

  1. محمد رضا معاشرتی

    سرکار خانم حوائی عزیز
    سلام
    یه چیزی رو درست متوجه نشدم. مثالی که ار خودآگاهی و خودشناسی زدید هردو یک مفهوم رو به من رسوند.
    “من خودم را می‌شناسم یعنی می‌دانم که در چنین مواقعی ناراحت می‌شوم. (خودشناسی)
    در هر لحظه می فهمم که چه بر من می گذرد. (خودآگاهی)”
    این دو جمله خیلی به هم نزدیک هستند.
    اگه توضیح بیشتری بدید ممنون میشم. 🙂
    سپاس

    • مائده حوائی

      سلام دوست عزیز و بزرگوار از حضورتون در وب سایتم خیلی خوشحالم. ممنونم از شما.
      خب مفهومی که من می خواستم برسونم این هست که خودشناسی یعنی کلیت شخصیت خود را شناختن. یعنی من خودم را تیپ شخصیتی ام را در کل می شناسم. مثلا می دونم که آدم درونگرایی هستم و روی فلان موضوعات حساسم و مثلا اگر کسی بهم دروغ بگه ناراحت میشم. (همون جمله ای که نوشته ام)
      اما خودآگاهی در لحظه است. یک موقعیتی پیش آمده و در لحظه خشم زیادی را تجربه می کنید. خودآگاهی یعنی آگاه به این حس خشم هستید یعنی دارید درون خودتان را نظاره می کنید و این خودآگاهی کمک می کنه به ما که بهترین رفتار را انتخاب کنیم و همینطوری تابع احساساتمون هر رفتار نسنجیده ای را بروز ندیم. مثلا کسی اگر به خشم خودش آگاه نباشه و متوجهش نباشه و به خودش اجازه ی خشمگین بودن را نمی ده، فقط در اون لحظه داره سعی می کنه خشمش را تخلیه کنه که از دردش خلاص بشه. همین می شه که رفتارهای ناهنجار زیادی را هنگام خشم از افراد می بینیم. دلیلش عدم خودآگاهی است.
      امیدوارم منظورم را خوب رسونده باشم.

  2. مرجان

    به نظرم پرداختن به این موضوع برای هر شخصی با توجه به روحیاتش راه متفاوتی داره ( کتاب، اتفاق بیرونی، گفتگو ، فیلم ، … ولی درنهایت نتیجه یکی میشه ( خودشناسی و سپس خودآگاهی)

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.